تبليغاتX
در برابر خدا
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
ادمک اخر دنیاست بخند

ادمک مرگ همین جاست بخند

ان خدایی که بزرگش خواندی

به خدا مثل تو تنهاست بخند

دستخطی که تو را عاشق کرد

شوخی کاغذی ماست بخند

فکر کن درد تو ارزشمند است

فکر بکن گریه چه زیباست بخند

 

|+| نوشته شده توسط یه دختر خوب در پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385 و ساعت 1:12 | 
روز پدر

پدر كوهه! پدر مثل يه صخره سخته، سخته!
دلش اندازه‌ي درياس، شكوه يه درخته!

پدر سختي كشيده اما زانو خم نكرده!
لباش خندون اما تو دلش يه تيكه درده!

نوازش مي‌كنه ما رو با دست پينه بسته‌ش!
واسه هر آدمي جا داره تو قلب شكسته‌ش!

 

پدر! سايه‌ت برام دار و نداره!
پدر! دستاتُ مي‌بوسم دوباره!

پدر! قربون اون موهاي برفيت!
بدون تو سياه هر ستاره!

نتونستم عصاي دست لرزون تو باشم!
نتونستم اميد قلب وبرون تو باشم!

نتونستم كه بردارم غمي رُ از رو شونه‌ت!
ولي تا آخر دنيا كنار تو مي‌مونم،
هميشه از دو دست مهربون تو مي‌خونم!

پدر! سايه‌ت برام دار و نداره!
پدر! دستاتُ مي‌بوسم دوباره!
پدر! قربون اون موهاي برفيت!
بدون تو سياه هر ستاره!

بابای خوبم خیلی بیشتر از زیاد دوستت دارم.

خدای بزرگ این نعمت بزرگ رو برای من همیشگی کن

|+| نوشته شده توسط یه دختر خوب در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385 و ساعت 10:8 | 
زورق من کوچک است
خدايا،به تو توکل می کنم
و همه چيز خوب پيش می رود.
خدايا،به تو اعتماد می کنم
و همه چيز خوب پيش خواهد رفت
 
 

 

|+| نوشته شده توسط یه دختر خوب در یکشنبه پانزدهم مرداد 1385 و ساعت 2:7 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar